ترجمه "consumption" به فارسی
مصرف, سل, برآمد بهترین ترجمه های "consumption" به فارسی هستند.
consumption
noun
دستور زبان
The act of consuming something. [..]
-
مصرف
nounEven though these hothouses are now irrigated drop by drop, water consumption continues to increase along with exports.
حتي در ميان اين گلخانه ها اکنون آب پاشيده ميشود ، مصرف آب منجر به افزايش صادرات ميگردد.
-
سل
nounA lady so distinguished could suffer only from consumption.
خانمی آن طور متشخص فقط میتواند سل بگیرد و بس.
-
برآمد
noun
-
ترجمه های کمتر
- گسارش
- دودکش
- تنفس
- خرج
- (اقتصاد) به کاربری کالا و خدمات یا توسط مصرف کننده یا برای تولید کالای دیگر
- (مصرف (اقتصاد
- (پزشکی) تحلیل رفتن بدن (در اثر بیماری به ویژه سل)
- (پزشکی) سل
- تب لازم
- در هنگ
- سل ریه
- مرض سل
- مصرف نهايي
- میزان مصرف
- نیروی جذب شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consumption " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Consumption
-
مصرف
nounEven though these hothouses are now irrigated drop by drop, water consumption continues to increase along with exports.
حتي در ميان اين گلخانه ها اکنون آب پاشيده ميشود ، مصرف آب منجر به افزايش صادرات ميگردد.
عباراتی شبیه به "consumption" با ترجمه به فارسی
-
مصرف در مزرعه
-
تثبیت مصرف
-
مصرف داخلی
-
اندوخته ذخیره مصرف استهلاک سرمایه
-
(جامعه شناسی) مصرف خودنمایانه
-
کالاهای مصرفی
-
مصرف خانوار
-
مصرف · مصرف نهايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن