ترجمه "consumptive" به فارسی
تحلیل رفته, ویرانگر, بی رویه بهترین ترجمه های "consumptive" به فارسی هستند.
consumptive
adjective
noun
دستور زبان
Having a tendency to consume. [..]
-
تحلیل رفته
adjective noun -
ویرانگر
-
بی رویه
adjective
-
ترجمه های کمتر
- (از داخل) خورنده
- (پزشکی) مسلول
- تحلیل برنده
- خوره مانند
- سل دار
- مصرف کننده
- هدر دهنده
- وابسته به سل
- پرتاب کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " consumptive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "consumptive" با ترجمه به فارسی
-
مصرف در مزرعه
-
تثبیت مصرف
-
مصرف داخلی
-
اندوخته ذخیره مصرف استهلاک سرمایه
-
(جامعه شناسی) مصرف خودنمایانه
-
مصرف
-
کالاهای مصرفی
-
مصرف خانوار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن