ترجمه "continental" به فارسی

کشخری, اقلیمی, (در جنگ های استقلال امریکا) اسکناس (که ارزش کمی داشت) بهترین ترجمه های "continental" به فارسی هستند.

continental adjective noun دستور زبان

Of or relating to a continent or continents. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشخری

  • اقلیمی

  • (در جنگ های استقلال امریکا) اسکناس (که ارزش کمی داشت)

  • ترجمه های کمتر

    • (هواشناسی) وابسته به آب و هوای اقلیمی (آب و هوای نسبتاخشک)
    • قاره ای
    • قاره مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " continental " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Continental adjective دستور زبان

Alternative form of [i]continental[/i], continental European. [..]

+ اضافه کردن

"Continental" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Continental در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "continental" با ترجمه به فارسی

  • (هواشناسی : توده ی هوای گرم و خشک بری در اطراف خط استوا) مدارگانی - اقلیمی · بیابانی تفتانی · تفتان و بیابانی
  • پوسته قارهای
  • (زمین شناسی) رفتش اقلیمی (این نظریه : قاره ها به آهستگی در حال جابجایی هستند) · رانش قارهای
  • اقلیم قارهای مرطوب
  • رجوع شود به Morse
  • خیز قارهای
  • (هتل و رستوران) صبحانه ی سبک (نان شیرین و چای یا قهوه)
  • (زمین شناسی) دشتاب · فلات قاره · فلات قاره (نواحی ساحلی به ژرفای حدود 002 متر که منابع آن معمولا متعلق به کشور مجاور آن است)
اضافه کردن

ترجمه های "continental" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه