ترجمه "contingency" به فارسی

احتمال, اتفاق, تماس بهترین ترجمه های "contingency" به فارسی هستند.

contingency noun دستور زبان

a conditional response plan made in preparation for various future circumstances including the unanticipated. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احتمال

    noun

    what about contingent affirmation

    درباره ی تصدیق احتمال وقوع چی

  • اتفاق

    noun

    The immediate contingency overtook him, pulled him back from the edge of the theoretical abyss.

    اتفاقات فوریتر ذهنش را اشغال کرد و او را از لبه پرتگاه فرضیات عقب کشید.

  • تماس

  • ترجمه های کمتر

    • حدوث
    • تصادفات
    • پیشامد
    • امکان
    • رابطه
    • (جمع) پیشامدهای غیرمترقبه
    • اتفاقات
    • احتمال وقوع
    • احتمالی-ا قتضایی
    • رویدادهای پیش بینی نشده
    • هم رویداد
    • وابستگی (رویداد یا چیزی که به رویداد یا چیز دیگر بستگی دارد)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " contingency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Contingency
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اقتضا

    noun

عباراتی شبیه به "contingency" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "contingency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه