ترجمه "continentality" به فارسی

فاكتورهاي آب و هوایی, فاکتورهای اقلیمی بهترین ترجمه های "continentality" به فارسی هستند.

continentality noun دستور زبان

(uncountable) The condition of being a continent [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاكتورهاي آب و هوایی

  • فاکتورهای اقلیمی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " continentality " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "continentality" با ترجمه به فارسی

  • (هواشناسی : توده ی هوای گرم و خشک بری در اطراف خط استوا) مدارگانی - اقلیمی · بیابانی تفتانی · تفتان و بیابانی
  • پوسته قارهای
  • (زمین شناسی) رفتش اقلیمی (این نظریه : قاره ها به آهستگی در حال جابجایی هستند) · رانش قارهای
  • اقلیم قارهای مرطوب
  • رجوع شود به Morse
  • خیز قارهای
  • (در جنگ های استقلال امریکا) اسکناس (که ارزش کمی داشت) · (هواشناسی) وابسته به آب و هوای اقلیمی (آب و هوای نسبتاخشک) · اقلیمی · قاره ای · قاره مانند · کشخری
  • (هتل و رستوران) صبحانه ی سبک (نان شیرین و چای یا قهوه)
اضافه کردن

ترجمه های "continentality" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه