ترجمه "continuing" به فارسی

مداوم, سخت, لاینقطع ع بهترین ترجمه های "continuing" به فارسی هستند.

continuing adjective verb

Present participle of continue. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مداوم

    adjective

    By their labour the slave populations allow the tempo of continuous warfare to be speeded up.

    جمع بردگان با نیروی کار خویش آهنگ جنگجویی مداوم را سرعت میدهند.

  • سخت

    adjective

    And so the pattern of my days continued, just that much harder than before.

    و همینطوربرنامه ی روزهای من ادامه مییافت، فقط سخت تر از گذشته بود.

  • لاینقطع ع

  • موادم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " continuing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "continuing" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "continuing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه