ترجمه "continuity" به فارسی
پیوستگی, استمرار, تداوم بهترین ترجمه های "continuity" به فارسی هستند.
continuity
noun
دستور زبان
Lack of interruption or disconnection; the quality of being continuous in space or time. [..]
-
پیوستگی
nounnotion in mathematics
During my absences, I will expect you to provide a continuity of care.
زمانی که نیستم ، ازتون انتظار دارم به پیوستگی مراقبت ادامه بدین.
-
استمرار
nounIt would probably be accurate to say that by becoming continuous war has ceased to exist.
اگر بگوییم که جنگ بر اثر استمرار رخت بر بسته است، پر بیراه نگفتهایم.
-
تداوم
nounAn immense desolation, the dread of her own continued life, descended upon the first lady of Sulaco.
جدایی ای عظیم و بی پایان، وحشت از تداوم زندگی خودش شانههای بانوی اول سولاکو را خرد کرد.
-
ترجمه های کمتر
- دوام
- تسلسل
- ناگسستگی
- همارگی
- پیوستاری
- همخوانی
- اتصال
- (رادیو و تلویزیون) هم پیوند (یک سلسله توضیحات یا تفسیرات و غیره که بخش های مختلف برنامه را به هم پیوند می دهد)
- (سینما و تلویزیون) فیلمنامه ی نهایی (در مقایسه با فیلمنامه ی ابتدایی که طی فیلم برداری ممکن است تعدیل و دگرگون شود)
- (فیلم)پیوستگی (انتقال طبیعی و غیرمحسوس از یک صحنه یا رویداد به صحنه یا رویداد دیگر)
- (نمایش های کوتاه و فکاهی) نمایشنامه
- هم تنیدگی
- پیوستگی منطقی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " continuity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "continuity" با ترجمه به فارسی
-
ندوب طیارش دجاو موادم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن