ترجمه "contractor" به فارسی
پیمانکار, همکش, پیمانگر بهترین ترجمه های "contractor" به فارسی هستند.
contractor
noun
دستور زبان
A person who executes the building or improving of buildings. [..]
-
پیمانکار
Oh, Semyon the contractor came the day after you left.
راستی، سیمون پیمانکار روز بعد از مسافرت شما آمد.
-
همکش
-
پیمانگر
-
ترجمه های کمتر
- (هرچیزی که تنگ یا منقبض شود به ویژه عضله) هم کشگر
- مقاطعه کار
- هریک از طرفین قرارداد
- هم کشانگر
- پیمانکار (به ویژه در امور ساختمانی)
- کنترات چی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contractor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Contractor
-
پیمانکار
Oh, Semyon the contractor came the day after you left.
راستی، سیمون پیمانکار روز بعد از مسافرت شما آمد.
عباراتی شبیه به "contractor" با ترجمه به فارسی
-
کارفرما
-
معمار کنتراتی · مقاطعه کار (که ساختن ساختمان یا تعمیرات آنرا انجام می دهد) · پیمانکار عمومی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن