ترجمه "contraction" به فارسی

انقباض, تشنج, ادغام بهترین ترجمه های "contraction" به فارسی هستند.

contraction noun دستور زبان

A reversible reduction in size. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انقباض

    noun

    How many million times she had seen her face, and always with the same imperceptible contraction!

    چند میلیون بار صورت خود را دیده بود و همیشه با همین انقباض نامحسوس!

  • تشنج

    noun
  • ادغام

    noun

    I am called Lesgueules, by contraction Lesgle, and by corruption l'Aigle.

    اسم اصلیم له گول است که ادغام شده و لگل شده است، و اگر رنگ فساد به خود گیرد

  • ترجمه های کمتر

    • ترنجش
    • ترنجیدگی
    • همفشرد
    • کنتراکسیون
    • رکود
    • مخفف
    • (اقتصاد) کسادی
    • (به ویژه در زایمان) هم کشی عضله ی حلقوی زهدان
    • (دستور زبان) اختصار
    • (عامیانه) درد زایمان
    • (عضلات) هم کشی
    • ادغام (زبانشناسی)
    • هم کشانی
    • واژه ی هم فشرد (مثل : can't)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " contraction " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "contraction" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "contraction" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه