ترجمه "contrariwise" به فارسی

برعکس, وارونه, کژخویانه بهترین ترجمه های "contrariwise" به فارسی هستند.

contrariwise adverb دستور زبان

in the contrary or opposite way, order, or direction [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برعکس

    An adverb used especially after a negation or to give emphasis to what has just been said.

    Contrariwise you said she might be

    برعکس تو گفتی او ممکن است خودش باشد

  • وارونه

  • کژخویانه

  • ترجمه های کمتر

    • برخلاف
    • (روان شناسی) منحرفانه
    • از دیدگاه مخالف
    • به طور معکوس
    • در جهت مخالف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " contrariwise " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "contrariwise" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه