ترجمه "controller" به فارسی

کنترلگر, ناظر, حسابدار بهترین ترجمه های "controller" به فارسی هستند.

controller noun دستور زبان

a person who controls something [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنترلگر

    device for regulating the operating conditions of a dynamic system

    So you can make something like a game controller,

    پس می توانید چیزی شبیه به کنترلگر بازی را بسازید

  • ناظر

    noun
  • حسابدار

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سرحسابدار
    • مهارکننده
    • وارس
    • (شخص یا دستگاه) لگام گر
    • تنظیم کننده
    • حسابرس کل
    • دستگاه تنظیم
    • دستگاه کنترل
    • ذی حساب
    • رئیس حسابداری (comptroller هم می نویسند)
    • رئیس حسابداری- مدیر ارشد حسابداری
    • کنترل کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " controller " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Controller
+ اضافه کردن

"Controller" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Controller در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "controller"

عباراتی شبیه به "controller" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "controller" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه