ترجمه "convalescence" به فارسی
نقاهت, بهبود, بهبودی بهترین ترجمه های "convalescence" به فارسی هستند.
convalescence
noun
دستور زبان
A gradual healing after illness or injury. [..]
-
نقاهت
gradual recovery of health and strength after illness or injury
However, this long illness and this long convalescence saved him from all pursuit.
اما، از سوی دیگر، این ناخوشی طولانی و این نقاهت ممتد، ماریوس را از تعقیبهای جزایی مصون داشت
-
بهبود
nounDolokhov recovered, and Rostov became very friendly with him during his convalescence.
دالوخوف بهبود یافت و رشته دوستی و مودت خود را با راستوف مخصوصا هنگام معالجه محکمتر ساخت.
-
بهبودی
noun
-
ترجمه های کمتر
- شفایابی
- ترمیم
- بازیافت
- به گرایی
- دوره نقاهت
- دوره ی شفایابی
- دوره ی نقاهت
- شفا یافتن و برخاستن از بیماری
- نیروی تازه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " convalescence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "convalescence" با ترجمه به فارسی
-
(به تدریج) بهبود یافتن · (تدریجا) سلامتی و نیروی خود را باز یافتن · دوره ی نقاهت را گذراندن
-
دنک یم یدوبهب رد کمک نارامیب هب هک نادنملاس هناخ
-
در حال بازیابی تندرستی · شفایاب · وابسته به نقاهت · کسی که دوران نقاهت را می گذراند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن