ترجمه "convalescent" به فارسی

شفایاب, در حال بازیابی تندرستی, وابسته به نقاهت بهترین ترجمه های "convalescent" به فارسی هستند.

convalescent adjective noun دستور زبان

Recovering one's health and strength after a period of illness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شفایاب

  • در حال بازیابی تندرستی

  • وابسته به نقاهت

  • کسی که دوران نقاهت را می گذراند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " convalescent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "convalescent" با ترجمه به فارسی

  • (به تدریج) بهبود یافتن · (تدریجا) سلامتی و نیروی خود را باز یافتن · دوره ی نقاهت را گذراندن
  • دنک یم یدوبهب رد کمک نارامیب هب هک نادنملاس هناخ
  • بازیافت · به گرایی · بهبود · بهبودی · ترمیم · دوره نقاهت · دوره ی شفایابی · دوره ی نقاهت · شفا یافتن و برخاستن از بیماری · شفایابی · نقاهت · نیروی تازه
  • بازیافت · به گرایی · بهبود · بهبودی · ترمیم · دوره نقاهت · دوره ی شفایابی · دوره ی نقاهت · شفا یافتن و برخاستن از بیماری · شفایابی · نقاهت · نیروی تازه
اضافه کردن

ترجمه های "convalescent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه