ترجمه "convert" به فارسی

واگرداندن, گهولاندن, گهولیدن بهترین ترجمه های "convert" به فارسی هستند.

convert verb noun دستور زبان

A person who has converted his or her religion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • واگرداندن

  • گهولاندن

  • گهولیدن

  • ترجمه های کمتر

    • (اقتصاد و بانکداری) مبادله کردن
    • (به ویژه هنگام اجرای وصیتنامه) ملک را تبدیل به مال منقول کردن (یا بالعکس)
    • (به کیش و آیین دیگری) گرویدن
    • (حقوق) به ناحق از مال دیگری استفاده بردن
    • (شخص) نو کیش (جدید الاسلام وغیره)
    • (فوتبال امریکایی و راگبی) بعد از گل زدن اولین بازی را انجام دادن
    • (منطق) اجزای قضیه را معکوس کردن (conversion هم می گویند)
    • به دین دیگری درآوردن یا درآمدن
    • تبدیل کردن
    • تبدیل کردن یا شدن
    • تراریخت کردن یا شدن
    • تسعیر کردن
    • تصرف غیرقانونی کردن
    • تغییر مذهب یا عقیده (و غیره) دادن
    • متقاعد کردن
    • معاوضه کردن
    • نو کیش شدن
    • واگردان کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " convert " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Convert
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تبدیل کردن

    and converted them into a pleasurable memory, just like that.

    و آن ها را به سادگی به یک خاطره ی لذت بخش تبدیل کرد.

عباراتی شبیه به "convert" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "convert" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه