ترجمه "converter" به فارسی
مبدل, تبدیل کننده, برگرداننده بهترین ترجمه های "converter" به فارسی هستند.
converter
noun
دستور زبان
A person or thing that converts. [..]
-
مبدل
nounAny device that changes electrical signals or computer data from one form to another. For example, an analog-to-digital converter translates analog signals to digital signals.
Well, this is a harmonic microwave frequency converter.
خب ، اين يه مبدل فرکانس ريزموج متوازن هستش.
-
تبدیل کننده
nounthe best converter of sunshine to food that man has found.
که برترین تبدیل کننده شعاع خورشیدی به غذا است که مردم پیدا کردند.
-
برگرداننده
noun
-
ترجمه های کمتر
- واگردانگر
- (برق) دستگاه برگردان (که جریان متناوب را به جریان مستقیم تبدیل می کند - در مقابل : inverter که واروی این کار را می کند)
- (رادیو) واگردانگر (که امواج پربسامد را به کم بسامد تبدیل می کند و یا رادیو و تلویزیون را قادر به دریافت بسامدهای اضافی می کند) (convertor هم می نویسند)
- (گداخت فلزات) کوره ی واگردان (که چدن خام را تبدیل به پولاد می کند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " converter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "converter" با ترجمه به فارسی
-
اعتبار تجدید شونده قابل تبدیل
-
مبدل دیجیتال به آنالوگ
-
مبدل سیگنالهای آنالوگ به دیجیتال
-
مبدل بوست
-
ارز قابل تبدیل
-
تبدیل کردن
-
(الکترونیک - دستگاهی که تصویر نوری را به تصویر الکترونی تبدیل می کند و این تصویر به کمک یک عدسی الکترونی بر یک صفحه یا پرده نقش می بندد) مبدل تصویر · فرتورگردان
-
بدهی قرضه قابل تبدیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن