ترجمه "cool" به فارسی
خنک, سرد, خونسرد بهترین ترجمه های "cool" به فارسی هستند.
Having a slightly low temperature; mildly or pleasantly cold. [..]
-
خنک
adjectivehaving a slightly low temperature
Open windows are good for cooling.
پنجره های باز برای خنک شدن هوا مناسب اند.
-
سرد
adjectiveMy voice was steady and cool. Not like my heart, thumping inside me.
صدایم به عکس قلبم که از شدت ضربان نزدیک بود از کار بایستد سرد و بیروح بود.
-
خونسرد
adjectiveYou've got some major cools for an adult.
تو يه خورده زيادي براي يه بزرگسال خونسردي.
-
ترجمه های کمتر
- آرام
- خنك
- سردکردن
- عالی
- وقار
- غیرصمیمانه
- مهارشده
- نادوستانه
- ناهمگون
- چاییدن
- چاییده
- تگرگی
- خوددار
- مک
- (از نظر رفتار یا گفتار) سرد
- (امریکا - خودمانی) خیلی خوب
- (جامه و پتو و غیره) سرد
- (خودمانی) بی تفاوت
- (دوستی و عشق و غیره) فروکش کردن
- آبی فام
- بسیار خوشایند
- بی ادب (و خونسرد)
- بی اعتنا
- بی غیرت
- حالت عمودی
- خنک (سردی خوشایند)
- خنک شدن
- خنک کردن
- خنک کردن یا شدن
- سبز فام (رنگ های ((سرد)): انواع رنگ های سبز و آبی)
- سرد کردن
- سرد کردن یا شدن 2
- شیرین (بیشتردر مورد پول) 0
- مامانی 1
- گستاخ (و بی اعتنا)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cool " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Cool" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cool در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
CLIPS Object-Oriented Language
"COOL" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای COOL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "cool" با ترجمه به فارسی
-
دوره فرونشینی
-
خنک کردن
-
فرد معقول و منطقی
-
کول جز
-
خنک شدن · خنک کردن · سردکردن
-
خنكسازي · خنک سازی · سرمایش · پيشسرمايش
-
خنککاری با هوا
-
دارای خنک کن آبی · سرد شونده با آب