ترجمه "cooling" به فارسی

سرمایش, خنكسازي, خنک سازی بهترین ترجمه های "cooling" به فارسی هستند.

cooling adjective noun verb دستور زبان

Present participle of cool. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرمایش

  • خنكسازي

  • خنک سازی

  • پيشسرمايش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cooling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cooling" با ترجمه به فارسی

  • (از نظر رفتار یا گفتار) سرد · (امریکا - خودمانی) خیلی خوب · (جامه و پتو و غیره) سرد · (خودمانی) بی تفاوت · (دوستی و عشق و غیره) فروکش کردن · آبی فام · آرام · بسیار خوشایند · بی ادب (و خونسرد) · بی اعتنا · بی غیرت · تگرگی · حالت عمودی · خنك · خنک · خنک (سردی خوشایند) · خنک شدن · خنک کردن · خنک کردن یا شدن · خوددار · خونسرد · سبز فام (رنگ های ((سرد)): انواع رنگ های سبز و آبی) · سرد · سرد کردن · سرد کردن یا شدن 2 · سردکردن · شیرین (بیشتردر مورد پول) 0 · عالی · غیرصمیمانه · مامانی 1 · مهارشده · مک · نادوستانه · ناهمگون · وقار · چاییدن · چاییده · گستاخ (و بی اعتنا)
  • دوره فرونشینی
  • خنک کردن
  • فرد معقول و منطقی
  • کول جز
  • خنک شدن · خنک کردن · سردکردن
  • خنککاری با هوا
  • دارای خنک کن آبی · سرد شونده با آب
اضافه کردن

ترجمه های "cooling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه