ترجمه "coolly" به فارسی

بسردی, بطورخنک, بملایمت بهترین ترجمه های "coolly" به فارسی هستند.

coolly adjective adverb دستور زبان

In a cool, unpanicked or collected manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بسردی

  • بطورخنک

  • بملایمت

  • باخون سردی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coolly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "coolly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه