ترجمه "copper" به فارسی

مسی, مس, مسین بهترین ترجمه های "copper" به فارسی هستند.

copper adjective verb noun دستور زبان

(uncountable) a reddish-brown, malleable, ductile metallic element with high electrical and thermal conductivity, symbol Cu, and atomic number 29. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسی

    noun adjective

    having the colour/color of copper [..]

    The bougainvillaea in their high branches was one sliding mass of copper and purple.

    آن بالا، شاخههای بالایی گل کاغذی همچون تودهای لغزان از رنگهای مسی و ارغوانی مینمود.

  • مس

    noun

    chemical element [..]

    That there's no need for iron to be the same as copper, or copper the same as gold.

    و هیچ نیازی نیست که آهن مثل مس یا مس مثل آهن باشد.

  • مسین

    noun adjective

    made of copper [..]

    as if claws and teeth were gnawing at the copper wire.

    و مثل این بود که صدها چنگ و دندان بر سیمهای مسین در کارند.

  • ترجمه های کمتر

    • پلیس
    • دیگ
    • mes
    • آژان
    • (انگلیس) سکه ی مسی یا برنزی
    • (خودمانی) پاسبان
    • با مس آمیختن
    • به رنگ مس
    • روکش مسی زدن به
    • شرط بستن
    • شماره ی اتمی : 92
    • مامور پليس
    • مس (عنصر چکشخوار - نشان : Cu
    • مس دار کردن
    • مس فام
    • مس وار
    • مس پوش کردن
    • نقطه ی گداز: c4801)
    • وزن اتمی : 645/36
    • وزن مخصوص : 69/8
    • پاتیل (که قدیم از مس بوده)
    • گنجانه ی بزرگ
    • یک شاهی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " copper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Copper
+ اضافه کردن

"Copper" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Copper در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "copper"

عباراتی شبیه به "copper" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "copper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه