ترجمه "cordless" به فارسی
باطری دار, بدون سیم, بی تار بهترین ترجمه های "cordless" به فارسی هستند.
cordless
adjective
دستور زبان
Having no cord; especially using batteries instead of mains electricity [..]
-
باطری دار
-
بدون سیم
-
بی تار
-
بی ریسمان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cordless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cordless"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن