ترجمه "cordy" به فارسی
ریسمانی, نخ دار بهترین ترجمه های "cordy" به فارسی هستند.
cordy
adjective
دستور زبان
Of, or like, cord; having cords or cord-like parts.
-
ریسمانی
-
نخ دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cordy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن