ترجمه "corridor" به فارسی
کریدور, راهرو, دهلیز بهترین ترجمه های "corridor" به فارسی هستند.
corridor
noun
دستور زبان
A narrow hall or passage with rooms leading off it. [..]
-
کریدور
airspace [..]
and, pushing aside the warder's arm, walked along the corridor and up the stairs almost steadily.
دست وکیل بند را کنار زد و کریدور و پلکان را با گامهای نسبتاً استواری پیمود.
-
راهرو
nounnarrow hall or passage
Twenty yards farther up, the corridor branched into another T junction.
در ۲۰ متری راهرو، سه راه دیگری بود.
-
دهلیز
nounBeyond the heavy, rusty iron bars, a sort of dark and vaulted corridor could be descried.
عقب میلههای سنگین و زنگ زده آن یک نوع دهلیز طاق دار و تاریک تشخیص داده میشد.
-
ترجمه های کمتر
- سرسرا
- غلام گردش
- دالان
- (باریکه ی زمین یا راه از میان کشور خارجی یا ناحیه) نواره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corridor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "corridor"
عباراتی شبیه به "corridor" با ترجمه به فارسی
-
(لهستان - از 9191 تا 9391) دالان دانتزیک
-
دالان هوایی · راه هوایی (که مورد توافق بین المللی است) · کریدور هوایی · گذرگاه هوایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن