ترجمه "corrosion" به فارسی
خوردگی, زنگ, زنگ زدگی بهترین ترجمه های "corrosion" به فارسی هستند.
corrosion
noun
دستور زبان
The act of corroding or the condition so produced. [..]
-
خوردگی
noungradual destruction of materials by chemical reaction with its environment
-
زنگ
nounthat doesn't shield it from the fact that's it in a corrosive environment.
که هيچ محافظي در محيط اطراف خود در برابر زنگ زدگي ندارند.
-
زنگ زدگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- زنگار
- فرسایش
- تحلیل
- خورندگی
- فشاد
- پوسیدگی
- (ماده ای که در اثر خوردگی ایجاد می شود) زنگ
- (مجازی) تباهی
- تحلیل رفتگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corrosion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Corrosion
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Corrosion" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Corrosion در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "corrosion" با ترجمه به فارسی
-
(آنچه که فلزات و غیره را بخورد) خورنده · برا · تند · تند و تیز · جگرسوز · خورنده · خورگر · زننده · زنگ آور · سخن تند · سوزا · طعنه آمیز · فاسد کننده · فرسایشگر · فرساینده · نیش دار · ویرانگر · گزنده
-
اکالیت · خورندگی
-
رجوع شود به mercuric chloride
-
اندودهای محافظ · تفلون · سيليكونها · كنترل خوردگي · مواد اندودي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن