ترجمه "corrosive" به فارسی
خورنده, تند, فرساینده بهترین ترجمه های "corrosive" به فارسی هستند.
corrosive
adjective
noun
دستور زبان
Eating away; having the power of gradually wearing, hanging, or destroying the texture or substance of a body; as the corrosive action of an acid. [..]
-
خورنده
adjective nounThe doctor said it was some kind of corrosive.
دکتر گفت اين يه جور ماده ي خورنده بود اون بعد از چند ساعت
-
تند
adjective -
فرساینده
-
ترجمه های کمتر
- زننده
- جگرسوز
- خورگر
- سوزا
- فرسایشگر
- گزنده
- ویرانگر
- (آنچه که فلزات و غیره را بخورد) خورنده
- برا
- تند و تیز
- زنگ آور
- سخن تند
- طعنه آمیز
- فاسد کننده
- نیش دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " corrosive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "corrosive"
عباراتی شبیه به "corrosive" با ترجمه به فارسی
-
(ماده ای که در اثر خوردگی ایجاد می شود) زنگ · (مجازی) تباهی · تحلیل · تحلیل رفتگی · خوردگی · خورندگی · زنگ · زنگ زدگی · زنگار · فرسایش · فشاد · پوسیدگی
-
اکالیت · خورندگی
-
رجوع شود به mercuric chloride
-
اندودهای محافظ · تفلون · سيليكونها · كنترل خوردگي · مواد اندودي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن