ترجمه "cortex" به فارسی
پوست, پوسته, برونه بهترین ترجمه های "cortex" به فارسی هستند.
cortex
noun
دستور زبان
(countable, anatomy) The outer layer of an internal organ or body structure, such as the kidney or the brain. [..]
-
پوست
noun -
پوسته
noun -
برونه
-
ترجمه های کمتر
- (مغز سر) قشر مخ (نام کامل آن : cerebral cortex)
- (کالبد شناسی) قشر خارجی هر اندام درون بدن
- (گیاه شناسی - در گیاهان دو لپه ای) پوسته ی بیرونی
- برون لایه (در مقابل دورن لایه یا: medula)
- لایه ی برونی ماده ی خاکستری
- پوسته (بافت گیاهی)
- پوسته ی مغز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cortex " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cortex" با ترجمه به فارسی
-
هورمونهای قشر آدرنال · هورمونهای قشر فوقکلیوی
-
برونبخش کلیه
-
قشر مغز
-
قشر حرکتی اولیه
-
کورتکس شنوایی اولیه
-
غدد آدرنال · غدد فوقکلیوی · قشر فوقكليوي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن