ترجمه "corticated" به فارسی

پوستی, پوست دار بهترین ترجمه های "corticated" به فارسی هستند.

corticated adjective دستور زبان

corticate

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پوستی

  • پوست دار

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " corticated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "corticated" با ترجمه به فارسی

  • برون لایه ای · برونه ای · مشتمل بر قشر یا برون مایه · وابسته به قشر · وابسته به قشر مخ (لایه ی برونی ماده ی خاکستری) · پوسته ای
  • (گیاه) پوست دار · برونه دار · دارای قشر (یا برون لایه) · دارای پوست (مثل درخت) · قشردار (corticose هم می گویند) · پوسته دار
اضافه کردن

ترجمه های "corticated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه