ترجمه "costing" به فارسی
هزينهيابي, بها دادن, تحلیل هزینه بهترین ترجمه های "costing" به فارسی هستند.
costing
noun
verb
دستور زبان
Present participle of cost. [..]
-
هزينهيابي
-
بها دادن
-
تحلیل هزینه
-
ترجمه های کمتر
- قیمت گذاری
- هزینه نمودن
- هزینه یابی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " costing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Costing
-
هزینه یابی
-
هزینهیابی
عباراتی شبیه به "costing" با ترجمه به فارسی
-
هزینه یابی بر مبنای فعالیت
-
بهای تمام شده کالای خریداری شده
-
هزینه زندگی
-
هزینه ثابت
-
قیمت گذاری هرینه کامل
-
هزینه رهبری
-
میثاق بهای جاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن