ترجمه "cotemporaneous" به فارسی
معاصر, مقارن, هم زمان بهترین ترجمه های "cotemporaneous" به فارسی هستند.
cotemporaneous
adjective
دستور زبان
Living or existing at the same time; contemporaneous.
-
معاصر
adjective -
مقارن
-
هم زمان
-
هم عصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cotemporaneous " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن