ترجمه "coterie" به فارسی
محفل, جرگه, سلک بهترین ترجمه های "coterie" به فارسی هستند.
coterie
noun
دستور زبان
A circle of people who associate with one another. [..]
-
محفل
His experience of a literary coterie in Germany gave him very properly a profound distrust of the people whom he met:
تجربهای که از یک محفل ادبی در آلمان داشت به حق و به جا او را بدگمانمیساخت؛
-
جرگه
making fun of Countess Kidia Ivanovna's coterie.
و جرگه ی کنتسلیدیا ایوانونا را به مسخره میگرفت.
-
سلک
-
ترجمه های کمتر
- جمع
- آویژگان
- انگامه
- دسته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coterie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن