ترجمه "counseling" به فارسی
اندرز, رایزنی, مشاوره بهترین ترجمه های "counseling" به فارسی هستند.
counseling
noun
verb
دستور زبان
assistance (especially from a professional) in the resolution of personal difficulties [..]
-
اندرز
nounI saw the blessing in that counsel recently.
من اخیراً برکت آن اندرز را مشاهده کردم.
-
رایزنی
nounMuch I wonder what counsels they are taking in the tents there below.
اصلاً نمیدانم آن پایین توی چادرها در مورد چه چیزی رایزنی میکنند.
-
مشاوره
nounA true leader avails himself of the wisest counsel he can.
یه رهبر واقعی خودشو در برابر عاقلانه ترین مشاوره ها قرار میده.
-
مشورت
nounWe will always take to heart your words of direction, counsel, and wisdom.
ما همیشه کلمات هدایت، مشورت، و حکمت شما را در قلبمان خواهیم داشت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " counseling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "counseling" با ترجمه به فارسی
-
اندرز · رایزنی · مشورت
-
(انگلیس - حقوق) قاضی دادگاه سلطنتی · قاضی دادگاه سلطنتی
-
روانشناسی مشاورهای
-
(قدیمی) تصمیم · (قدیمی) داوری · (مهجور) محرمانه · اندرز · اندرز دادن · اندرزگر · تدبیر · توصیه · توصیه کردن · خردمندی · درایت · رایزن · رایزنی · رهنمود · رهنمون · سری · سفارش کردن · سگالش · شور · طرفدار · عقل · قضاوت · مستشار · مشاور · مشاور(ان) حقوقی · مشورت · مشورت دادن · مشورت کردن · مقصود · منظور · ناصح · نصیحت · نصیحت کردن · وکیل دادگستری · پند · پند دادن · پندآموز · کنکاش · کنکاشگر
-
رجوع شود به King's Bench و King's Counsel و King's English
-
هرواشم سیورس
-
مشاوره کارمندی
-
مشاوره ژنتیک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن