ترجمه "count" به فارسی
شمردن, کنت, شمارش بهترین ترجمه های "count" به فارسی هستند.
The act of counting or tallying a quantity. [..]
-
شمردن
verbto enumerate or determine number
To have his keys to count and countercheck.
خوشحال بود کلیدهایش را برای شمردن و بازشمردن دارد.
-
کنت
nounnobility title in European countries
The count sat on the sofa between two guests who were smoking and talking.
کنت روی صندلی بی پشتی در میان دو نفر که چپق میکشیدند و گفتگو میکردند نشسته بود.
-
شمارش
nounSmut'll need to count them and his counting drives me up the wall.
اسمات مي خواد دوباره شمارش رو شروع کنه و اين کارش ميره رو مخ من.
-
ترجمه های کمتر
- shomardan
- شمار
- محاسبه
- پنداشتن
- (با: on یا upon) روی کسی (یا چیزی) حساب کردن
- (حقوق) اتهام
- (قدیمی) account و notice 1
- (مشت بازی) شمارش تا ده (که اگر طی آن ده ثانیه مشت باز افتاده برنخیزد بازنده محسوب می شود) 2
- (معنوی) ارزش داشتن
- (موسیقی) ضرب گرفتن
- آمار گرفتن
- ارزش معینی داشتن
- اهمیت داشتن
- به حساب آوردن
- به شمار آوردن
- حساب 0
- حساب کردن
- شامل کردن
- شرط بستن
- صورت برداری کردن
- فهرست موجودی را تهیه کردن
- متکی بودن به
- منوط بودن
- مهم بودن
- مورد (اتهام)
- وابسته بودن
- کنت (عنوان اشرافی اروپایی که در انگلیس معادل است با: earl)
- گام شماری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " count " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Count" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Count در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "count"
عباراتی شبیه به "count" با ترجمه به فارسی
-
براورد کردن · تخمین زدن · شمردن · پیش بینی کردن
-
حساب · شمار · شمارش · کنت
-
شمارش سلول سوماتیک · شمارش سلول پیکری
-
واژه شمار
-
شمارش قرص
-
شمارش ميكروارگانيسم
-
شمارش جسدها (مثلا بعد از نبرد یا تصادف)
-
مرتبسازی شمارشی