ترجمه "counting" به فارسی

شمارش, حساب, شمار بهترین ترجمه های "counting" به فارسی هستند.

counting noun verb دستور زبان

Present participle of count. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شمارش

    noun

    action of finding the number of elements of a finite set of objects

    Smut'll need to count them and his counting drives me up the wall.

    اسمات مي خواد دوباره شمارش رو شروع کنه و اين کارش ميره رو مخ من.

  • حساب

    noun

    Only looks and money count in this world.

    در این دنیا فقط ظاهر و پول حساب میشوند.

  • شمار

    noun

    Why, it is days out of count since ever a carrier came in from Lossarnach to the market!

    اکنون روزهای بی شمار از هنگامی که کشتیها بـار از لوسـارناخ بـه بـازار رساندهاند، میگذرد!

  • کنت

    noun

    The count sat between them and listened attentively.

    کنت میان این دو نفر نشسته بود و سخنانشان را به دقت گوش میداد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " counting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "counting" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "counting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه