ترجمه "countermand" به فارسی
فراخواندن, باطل ساختن, تعطیل کردن بهترین ترجمه های "countermand" به فارسی هستند.
countermand
verb
noun
دستور زبان
To revoke (a former command); to cancel or rescind by giving an order contrary to one previously given. [..]
-
فراخواندن
-
باطل ساختن
verb -
تعطیل کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- خنثی کردن
- فرمان (مخالف فرمان پیشین) صادر کردن
- فرمان مخالف
- فرمان یا دستور مقام دیگری را لغو کردن
- فسخ کردن
- لغو کردن
- پاد فرمان (فرمان یا دستوری که فرمان دیگری را لغو کند)
- پاد فرمانی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " countermand " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن