ترجمه "countermine" به فارسی

(جنگ افزار) ضد مین (مین ویژه که مین دشمن را نابود می کند), توطئه ی متقابل طرح کردن, سست کردن بهترین ترجمه های "countermine" به فارسی هستند.

countermine verb noun دستور زبان

To plot opposition; to frustrate the initiatives of another. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (جنگ افزار) ضد مین (مین ویژه که مین دشمن را نابود می کند)

  • توطئه ی متقابل طرح کردن

  • سست کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ضد مین به کار بردن
    • نقشه یا توطئه ی متقابل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " countermine " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "countermine" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه