ترجمه "coursing" به فارسی

تعقیب, شکار با سگ, مسابقه (رجوع شود به course) بهترین ترجمه های "coursing" به فارسی هستند.

coursing verb noun دستور زبان

Present participle of course. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعقیب

    Here let us breathe and haply institute A course of learning and ingenious studies.

    پس در اینجا استراحتی میکنیم و به تعقیب دانش و هنر میپردازیم

  • شکار با سگ

  • مسابقه (رجوع شود به course)

  • پیگیری

    Why is pursuing spiritual goals not the easiest course?

    چرا پیگیری اهداف روحانی در زندگی راه سادهای نیست؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coursing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "coursing" با ترجمه به فارسی

  • دورههای آموزشی · سمينارها
  • باوقار · خونسرد · طبیعی · عادی · مترقبه · منتظره
  • آموزش آتشی
  • نتیجه منطقی · چیز طبیعی یا قابل انتظار یا معمولی
  • البته
  • دوره نگارش انگلیسی
  • (معماری - خانه های چوبی) سایبان که چند سانتیمتر از بام شیروانی (به شکل : 8) بیرون زده است
  • بيماريهاي مزمن · سیر مزمن
اضافه کردن

ترجمه های "coursing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه