ترجمه "courtyard" به فارسی
حیاط, حياط, اندرونی بهترین ترجمه های "courtyard" به فارسی هستند.
courtyard
noun
دستور زبان
an area, open to the sky, partially or wholly surrounded by walls or buildings [..]
-
حیاط
noununroofed walled area
Then a servant crosses the courtyard, wearing a green baize apron.
سپس مستخدمی، با پیش بند ضخیم سبز رنگ به حیاط آمد.
-
حياط
I want everybody out of the courtyard, out of harm's way.
مي خوام همگي از حياط بريد بيرون ، نزديک خطر نباشين.
-
اندرونی
-
ترجمه های کمتر
- چهاردیواری
- درون سرا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " courtyard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "courtyard"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن