ترجمه "cowardliness" به فارسی
بزدلی, ترسویی, جبن بهترین ترجمه های "cowardliness" به فارسی هستند.
cowardliness
noun
دستور زبان
The characteristic of being cowardly. [..]
-
بزدلی
nouna cowardly nocturnal thing preying on the weak and the small.
جانور بزدلی که شبها به شکار جانوران ضعیف و کوچک میپرداخت.
-
ترسویی
nounYou're born lazy, andyou're born shiftless, and you're born cowardly, Paul Riesling
آقای پل ریسلینگ، تو ذاتا تنبلی، تو ذاتا بی دست و پایی، تو ذاتا ترسویی ...
-
جبن
nounhe hurried out to hide his cowardly agitation.
از اطاق بیرون رفت تا ترس و جبن خود را مخفی سازد،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cowardliness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cowardliness" با ترجمه به فارسی
-
با ترس و لرز · بزدل · بزدلانه · ترسو · جبون · نامرد · کم دل و جرات
-
با ترس و لرز · بزدل · بزدلانه · ترسو · جبون · نامرد · کم دل و جرات
-
با ترس و لرز · بزدل · بزدلانه · ترسو · جبون · نامرد · کم دل و جرات
-
با ترس و لرز · بزدل · بزدلانه · ترسو · جبون · نامرد · کم دل و جرات
-
با ترس و لرز · بزدل · بزدلانه · ترسو · جبون · نامرد · کم دل و جرات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن