ترجمه "coy" به فارسی

خجالتی, پرناز, خجول بهترین ترجمه های "coy" به فارسی هستند.

coy adjective verb noun دستور زبان

(archaic) Quiet, reserved, modest. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خجالتی

    adjective
  • پرناز

  • خجول

  • ترجمه های کمتر

    • محجوب
    • آزرمگین
    • جفاپیشه
    • نازگر
    • ساکت
    • فرار
    • (در اصل) آرام
    • (در مورد قبول تعهد و غیره) طفره رو
    • (قدیمی) دور از دسترس
    • (قدیمی) کم رویی کردن
    • (مهجور) ماچ و بوسه کردن
    • (مهجور) کناره گیر
    • انسان گریز
    • دور افتاده
    • شانه خالی کن
    • عشوه گر
    • ناز و عشوه کردن
    • نازنازی (کسی که تظاهربه کمرویی می کند)
    • پر آزرم
    • پرناز و عشوه
    • پرناز و کرشمه
    • کم رو
    • گریز پا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " coy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Coy
+ اضافه کردن

"Coy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Coy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "coy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه