ترجمه "cracker" به فارسی

ترقه, تردک, کرکر بهترین ترجمه های "cracker" به فارسی هستند.

cracker noun دستور زبان

A dry, thin, crispy, and usually salty or savory biscuit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترقه

    noun
  • تردک

    crispy baked bread, usually salty or savoury

  • کرکر

    food

  • ترجمه های کمتر

    • هک
    • معرکه
    • خردکن
    • کوبگر
    • کوبه
    • شکننده
    • کوبنده
    • محشر
    • (امریکا - مزاح آمیز) اهل ایالت فلوریدا یا جورجیا
    • (انسان یا دستگاهی که ترک می اندازد یا می کوبد) ترک انداز
    • (انگلیس - خودمانی - جمع) دیوانه
    • (انگلیس - عامیانه) عالی
    • (بیسکویت بی شکر)کراکر
    • رجوع شود به poor white
    • نان خشک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cracker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cracker

Cracker (UK TV series)

+ اضافه کردن

"Cracker" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Cracker در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "cracker"

عباراتی شبیه به "cracker" با ترجمه به فارسی

  • بیسکویت نمکی (که با سوپ صدف می خورند)
  • (امریکا) نان شیرینی (بیسکویت) کوچک که به شکل جانوران بریده شده است
  • (نام تجارتی) کراکرجک (ذرت بو داده و بادام زمینی و شکر)
  • بیسکوئیت ترد · بیسکویت دارای نمک و جوش شیرین
  • (انگلیس - خودمانی - جمع) دیوانه · احمق · خل
  • برگااام · پشماام
  • (در اصل) بستو یا ظرف نان قندی در دکان بقالی · صحبت قهوه خانه ای · گپ زنی
اضافه کردن

ترجمه های "cracker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه