ترجمه "crackle" به فارسی
نشاط, سرزندگی, حرارت بهترین ترجمه های "crackle" به فارسی هستند.
crackle
verb
noun
adjective
دستور زبان
A fizzing, popping sound. [..]
-
نشاط
-
سرزندگی
-
حرارت
but they could not withstand the test of Strauss waltzes with pork cracklings or Poetic Festivals when it was ninety degrees in the shade.
برای آنجا خوب بودند نه برای تمرین والسهای اشتراوس یک مبتدی یا نبردهای گلافشانی در چهل درجه حرارت در سایه.
-
ترجمه های کمتر
- (با صدای ترق و تروق) شکسته شدن
- (در چینی ها یا نقاشی های قدیمی و غیره) ترک های ریز
- (سطح چیزی) دارای ترک های ریز شدن
- (صدای چوب خشک هنگام سوختن) ترق تروق کردن
- ترق ترق
- ترق ترق کردن
- ترکدار شدن
- خش خش
- درخشان و چشمگیر بودن
- درق شکستن
- رجوع شود به crackleware
- زنده دلی
- سرزنده بودن
- صدای ترق و تروق
- پرنشاط بودن
- چرق چرق کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crackle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crackle" با ترجمه به فارسی
-
(جمع) تفاله ی پوست مرغ یا پیه خوک (که روغن آن را جوشانده و گرفته اند) · (صدا) ترق تروق · ترق ترق · جزغاله، جزدر، جزادر · خش خش · درق درق · پوسته ی ترد گوشت خوک (که روی آتش کباب شده است)
-
کراکل
-
سروصدا کردن
-
(جمع) تفاله ی پوست مرغ یا پیه خوک (که روغن آن را جوشانده و گرفته اند) · (صدا) ترق تروق · ترق ترق · جزغاله، جزدر، جزادر · خش خش · درق درق · پوسته ی ترد گوشت خوک (که روی آتش کباب شده است)
-
(جمع) تفاله ی پوست مرغ یا پیه خوک (که روغن آن را جوشانده و گرفته اند) · (صدا) ترق تروق · ترق ترق · جزغاله، جزدر، جزادر · خش خش · درق درق · پوسته ی ترد گوشت خوک (که روی آتش کباب شده است)
-
(جمع) تفاله ی پوست مرغ یا پیه خوک (که روغن آن را جوشانده و گرفته اند) · (صدا) ترق تروق · ترق ترق · جزغاله، جزدر، جزادر · خش خش · درق درق · پوسته ی ترد گوشت خوک (که روی آتش کباب شده است)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن