ترجمه "crackpot" به فارسی

خل, دیوانه, روانی بهترین ترجمه های "crackpot" به فارسی هستند.

crackpot adjective noun دستور زبان

(informal) An eccentric, crazy or foolish person. A kook . [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خل

    It's just a bunch of crackpots still fighting the Civil War.

    فقط يه مشت خل وچل هستن که هنوزم دارن جنگ داخلي ميکنن.

  • دیوانه

    adjective
  • روانی

    adjective noun
  • ترجمه های کمتر

    • (انسان) غیرعادی
    • (عامیانه)
    • عجیب و غریب
    • کس خل
    • کیک میوه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crackpot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "crackpot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه