ترجمه "cradle" به فارسی

گهواره, مهد, گاهواره بهترین ترجمه های "cradle" به فارسی هستند.

cradle verb noun دستور زبان

A bed or cot for a baby, oscillating on rockers or swinging on pivots. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گهواره

    oscillating bed for a baby [..]

    The river shimmered with lights from the bridges and cradled many cold moons.

    رودخانه زیر نورهای پل میلرزید و صدها ماه سرد را در گهواره میجنباند.

  • مهد

    oscillating bed for a baby

    they arent in cradle school, case you didnt notice

    اونا كه توي مهد كودك نيستن البته اگر بدوني

  • گاهواره

    Behind these beds, and half hidden,stood an uncurtained wicker cradle

    عقب این تختخوابها گاهواره حصیری بیپردهیی بود

  • ترجمه های کمتر

    • آغوش
    • کلاف
    • بچگی
    • کودکی
    • آسودگاه
    • خاستگاه
    • زیرانداز
    • زیربند
    • تاوه
    • زادبوم
    • زادگاه
    • منشا
    • پروردن
    • خردی
    • (با داس) بریدن 0
    • (با داس) درو کردن
    • (در گهواره) تکان دادن
    • (شعر قدیم) استراحتگاه
    • (معدن طلا) زرگیری کردن (با شستن شن طلادار در تاوه ی چوبی) 1
    • (معدن طلا)لاوک (جعبه ی روبازی که شن زر دار را در آن می ریختند و در آن تکان می دادند تا طلای آن جدا شود)
    • (مهجور) غنودن (در گهواره)
    • (هر چیز گهواره مانند): چارچوب یا گهواره (برای درجا نگهداشتن هواپیمای در حال تعمیر یا کشتی در حال ساخته شدن و غیره)
    • (چارچوبی که در بستر بیمار زیر ملافه قرار می دهند تا ملافه با زخم های بیمار تماس پیدا نکند) چارچوب
    • (کشاورزی) حفاظ دسته ی داس (نام کامل آن :cradle scythe)
    • (کودک را) بزرگ کردن
    • (گندم و غیره را) داس کردن
    • (گهواره وار) در آغوش گرفتن
    • بار آوردن
    • بدنه ی تلفن (که گوشی روی آن قرار می گیرد)
    • بغل کردن
    • تکیه گاه
    • جاتلفنی (نام کامل آن : cradle telephone)
    • در گهواره قرار دادن
    • دوران طفولیت
    • نگه داشتن (با دقت)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cradle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cradle"

عباراتی شبیه به "cradle" با ترجمه به فارسی

  • چهارچوب · کلاف
  • (بازی بچه ها) نخ بازی · ساختن طرح های مختلف با نخ و انگشتان
  • چهارچوب · کلاف
اضافه کردن

ترجمه های "cradle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه