ترجمه "craftsman" به فارسی

صنعتگر, هنرمند, افزارمند بهترین ترجمه های "craftsman" به فارسی هستند.

craftsman noun دستور زبان

A male artisan. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • صنعتگر

    noun

    The sound comes from the craftsman's skill.

    صدا از " مهارت صنعتگر " سازنده ش مياد.

  • هنرمند

    noun adjective

    A lowly craftsman like you couldn't build a bomb like that

    یک هنرمند پست جز شما موفق به ساخت بمب نمیشد

  • افزارمند

  • ترجمه های کمتر

    • صنعتکار
    • هوتخش
    • کاریگر
    • استادکار
    • هنرشناس
    • دست ورز
    • صنعت کار
    • هنرمند (به ویژه کسی که به جنبه های فنی هنر وارد است)
    • هنرور (کارهای دستی)
    • پیشه ور
    • کارگر ماهر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " craftsman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Craftsman adjective noun دستور زبان

A brand of tools. [..]

+ اضافه کردن

"Craftsman" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Craftsman در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "craftsman"

عباراتی شبیه به "craftsman" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "craftsman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه