ترجمه "crammed" به فارسی

پر خوری کردن ترجمه "crammed" به فارسی است.

crammed verb

Simple past tense and past participle of cram. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پر خوری کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crammed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "crammed" با ترجمه به فارسی

  • (با شتاب و زیاده) خوردن · (با شتاب و پرکاری) خود را برای امتحان آماده کردن · (با شتاب) آموختن · (با چپاندن) پر کردن · آموزش با شتاب و شدت · ازدحام · انباشتن · جنجال · خرخونی کردن · خواستن · شب قبل امتحان با سرعت درس خوندن · شلوغی · فرو بردن · فشردن · پرخوری کردن · پرکردن · چپاندن
اضافه کردن

ترجمه های "crammed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه