ترجمه "craving" به فارسی

ولع, آرزو, ویار بهترین ترجمه های "craving" به فارسی هستند.

craving noun verb دستور زبان

Present participle of to crave. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ولع

    Haman’s craving for glory led to his humiliation and death.

    حرص و ولع هامان به کسب جاه و جلال سرانجام به سرافکندگی و مرگ وی انجامید.

  • آرزو

    noun proper

    Your presence here is what she craves, and you have a life elsewhere.

    حضور شما اينجا چيزيه که اون آرزو داره و شما جاي ديگه اي زندگي دارين

  • ویار

    I'm craving gherkins and cheese.

    من ویار خیار شور و پنیر دارم

  • ترجمه های کمتر

    • تاسه
    • تالواسه
    • عطش شدید
    • غنج زدن
    • میل شدید و پایدار
    • نیاز شدید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " craving " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Craving
+ اضافه کردن

"Craving" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Craving در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "craving" با ترجمه به فارسی

  • (از ته دل) خواستن · (با اشتیاق زیاد) طلب کردن · (زن آبستن) ویار داشتن · استدعا کردن · تشنه بودن · تمنا کردن · خواهش کردن( از) · سخت نیاز داشتن به · شنگیدن · شهوت داشتن · غنج زدن · فروتنانه خواهش کردن · مالش رفتن · ولع داشتن · گرسنه شدن
  • (از ته دل) خواستن · (با اشتیاق زیاد) طلب کردن · (زن آبستن) ویار داشتن · استدعا کردن · تشنه بودن · تمنا کردن · خواهش کردن( از) · سخت نیاز داشتن به · شنگیدن · شهوت داشتن · غنج زدن · فروتنانه خواهش کردن · مالش رفتن · ولع داشتن · گرسنه شدن
  • (از ته دل) خواستن · (با اشتیاق زیاد) طلب کردن · (زن آبستن) ویار داشتن · استدعا کردن · تشنه بودن · تمنا کردن · خواهش کردن( از) · سخت نیاز داشتن به · شنگیدن · شهوت داشتن · غنج زدن · فروتنانه خواهش کردن · مالش رفتن · ولع داشتن · گرسنه شدن
اضافه کردن

ترجمه های "craving" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه