ترجمه "craven" به فارسی
بزدل, نامرد, بزدلانه بهترین ترجمه های "craven" به فارسی هستند.
craven
adjective
verb
noun
دستور زبان
Unwilling to fight; lacking even the rudiments of courage; extremely cowardly. [..]
-
بزدل
-
نامرد
noun -
بزدلانه
-
ترجمه های کمتر
- نامردانه
- عاجزانه
- آدم بزدل یا نامرد
- زبون و ترسو
- پست و بی دل و جرات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " craven " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Craven
proper
A surname.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Craven" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Craven در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن