ترجمه "cravat" به فارسی
دستمال گردن, کراوات, شال گردن بهترین ترجمه های "cravat" به فارسی هستند.
cravat
noun
دستور زبان
A wide fabric band worn as a necktie by men, having long ends hanging in front. [..]
-
دستمال گردن
At these words he rose and put off his frock coat and cravat
در این کلام برخاسته و بالاپوش و دستمال گردن را کنده
-
کراوات
nounOne unsteady shot had grazed his cheek, and a little blood fell on to the white cravat.
گلولهای گونهاش را خراش داد، خون کمی روی کراوات سفیدش چگید.
-
شال گردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cravat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cravat"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن