ترجمه "craziness" به فارسی
جنون, ديوانگى, دیوانگی بهترین ترجمه های "craziness" به فارسی هستند.
craziness
noun
دستور زبان
(uncountable) The state of being broken in mind; imbecility or weakness of intellect; derangement. [..]
-
جنون
nounListen, I did something kind of crazy tonight.
امشب يه كار تقريبا جنون آميزي انجام دادم.
-
ديوانگى
noun -
دیوانگی
nounEven inside my head, the words sounded crazy.
حتی درون ذهن خودم نیز حرفهایم دیوانگی به نظر میرسید.
-
شوریدگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " craziness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "craziness" با ترجمه به فارسی
-
من زبان انگلیسی را دوست دارم
-
(هر چیزی که از بخش های ناجور وگوناگون درست شده باشد) آش شله قلمکار · صد وصله · قاطی پاتی · لحاف صد تکه (که از به هم دوختن قطعات پارچه ی رنگارنگ درست شده) · لحاف چهل تکه · چهل تکه
-
مورچه دیوانه لانگهورن
-
(از خشم یا شگفتی و غیره) از خود بی خود شدن · (بسیار) مشتاق · (در اصل) معیوب · (عامیانه) احمقانه · (عامیانه) شیدا · احمق · احمقانه · اختیار از کف دادن · بی عقل · بی عقلانه · بی مخ · ترکدار · خراب · خل · خم · ديوانِه · دچار جنون · دیوانه · دیوانه وار · سوراخ شده · شیدا، شوریده سر، سودائی · غیرعاقلانه · مجنون · مرده ی چیزی · مَجنون · نابخردانه · چل · کالفته · کج و معوج · کج و کوله · یک وری
-
قورباغه دیوانه
-
من زبان انگلیسی را دوست دارم
-
نام سرکرده ی سرخپوستان داکوتا
-
من زبان انگلیسی را دوست دارم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن