ترجمه "credible" به فارسی
معتبر, موثق, باورپذیر بهترین ترجمه های "credible" به فارسی هستند.
credible
adjective
دستور زبان
Believable or plausible. [..]
-
معتبر
adjectiveYou spent the morning talking about pudding, and you ignore a credible threat?
نيمي از صبح رو در مورد دسر ترد صحبت ميکنين بعد يه تهديد معتبر رو ناديده ميگيرين ؟
-
موثق
adjectiveIt seems hardly credible but I've had no card for the coronation.
خيلي منبعش موثق بنظر نميرسه اما من کارت دعوتي براي تاجگذاري ندارم
-
باورپذیر
Does media produced only with citizen collaboration have credibility?
آیا تنها رسانهای برآمده از همکاری شهروندان باورپذیر است؟
-
ترجمه های کمتر
- باور کردنی
- قابل اعتماد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " credible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "credible" با ترجمه به فارسی
-
دوباوری (تضاد بین ادعا و واقعیت و یا بین باور مردم و باور دولت - اشکال در متقاعد کردن دیگران)
-
ازروی اعتبار · بطورباورکردنی · چنانکه بتوان باورکرد
-
اعتبار · اعتبار- قابل قبول بودن
-
اعتبار · اعتبار- قابل قبول بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن