ترجمه "crenated" به فارسی
دندان موشی, کنگره دار بهترین ترجمه های "crenated" به فارسی هستند.
crenated
adjective
دستور زبان
crenate [..]
-
دندان موشی
-
کنگره دار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crenated " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crenated" با ترجمه به فارسی
-
(در مورد گویچه های قرمز خون مثلا هنگام تماس با مایعات پرنمک) چروکیدگی · اندام یا سازواره ی کنگره دار · تضریس · دندانه · رجوع شود به crenature · چروکش · کنگره
-
(به ویژه در مورد لبه ی برگ) کنگره دار · دندانه دار · مضرس (crenated هم می گویند) · کنگره ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن